احمد مجد الاسلام كرمانى
32
سفرنامه كلات ( فارسى )
متابعت خواهند كرد » جواب داد شما فرمايش خودتان را بفرمائيد لازم به اين گونه مذاكرات نيست از من هر قسم خدمتى برآيد حاضرم منهم در حضور جمعى از سوار و سرباز و ژاندارم و و و و . . . دسته نوشتجات را با كيف به او سپردم و به او گفتم باسم انسانيت از تو خواهش دارم اين اسناد را الان با آقا رضا آدم من برداشته ميبرى در خانه من و تسليم مخدره عيال من مينمائى و صريحا بشما ميگويم اين اسناد ربطى بمطالب پولتيكى ندارد بلكه راجع بمردم است و در نزد من امانت است و تقريبا سه چهار هزار تومان براى صاحبانش و پانصد ششصد تومان براى شخص من قيمت دارد ولى براى شما سيصد دينار هم ارزش ندارد . نايب بالصراحه به من قول داد كه الان كه شما رفتيد من با آقا رضا ميرويم در منزل شما و امانت شما را به عيال شما تسليم مينمايم . منهم با نهايت اطمينان اظهار امتنان نموده و سوار درشكه شده شهر دار الخلافه و اهل و عيال را وداع گفته و روانه شدم .